السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
365
جواهر البلاغة ( فارسى )
و قريب منه تبدّل الألفاظ بضدّها مع رعاية النّظم و التّرتيب كما فعل بقول حسّان رضى اللّه عنه : و نزديك به آن ، تبديل الفاظ به ضد آنها با رعايت نظم و ترتيب است ؛ همانگونه كه با سخن حسّان - خداوند از او خوشنود باد - چنين شده است : بيض الوجوه كريمة أحسابهم * شمّ الأنوف من الطّراز الأول چهرههايشان سپيد و حسبهايشان ارجمند است . بينىهايشان بلند و از طراز نخست هستند . « شمّ » : جمع « اشمّ » و به معنى بلندى بينى و كنايه از رفعت شأن است . « طراز » : به معنى علامت و كنايه از شرافت است . و ديگرى گفته است : سود الوجوه لئيمة احسابهم * فطس الأنوف من الطّراز الآخر چهرههاشان سياه و حسبهايشان پست است . بينىهايشان كوتاه از طراز واپسين هستند . « فطس » : جمع « افطس » به معنى كوتاهبينى ، و آن كنايه از ذلّت و خوارى است . ب - و المسخ أو الإغارة هو أن يأخذ بعض اللّفظ أو يغيّر بعض النّظم فان امتاز الثانى بحسن السبك فممدوح . ب - مسخ يا اغاره اين است كه مقدارى از لفظ گرفته شود يا قسمتى از نظم تغيير يابد آنگاه اگر دوم سبكش از اول امتياز داشت ، پس ستوده است . و مانند سخن ديگر : من راقب الناس لم يظفر بحاجته * و فاز بالطيّبات الفاتك اللهج « 1 » كسى كه از مردم مراقبت پيشه كند در برآوردن نيازش پيروز نگردد ؛ و دلير و حريص ، به چيزهاى نيكو دست مىيابد . « فاتك » : دلير . « لهج » : آزمند ، حريص . شاعر ديگرى آن بيت را اينگونه مسخ كرده است : من راقب النّاس مات همّا * و فاز باللّذات الجسور « 2 » كسى كه از مردم حذر كند از غصّه مىميرد ، و جسور به لذّتها دست مىيابد .
--> ( 1 ) - اين شعر از بشّار است . ( 2 ) - اين شعر از سلم خاسر است .